تبلیغات
هانی داداشی | اس ام اس , دل نوشته , عکس نوشته , فال , اشعار زیبا , شخصیت شناسی , داستان - اس ام اس بغض و گریه دار
برچسب ها و كلمات كلیدی :اس ام اس , اس ام اس عاشقانه , دل نوشته , عکس نوشته , داستان , اشعار زیبا , استاتوس های خنده دار , مطالب طنز , فال , شخصیت شناسی

نویسنده

--------------------------------

  • مهدی (269)
  • نظر سنجی سایت

    --------------------------------

     

    نظــرتون راجع به مطالب وبلاگ؟






    وضعیت به روز رسانی سایت

    --------------------------------

    خوراک سایت

    -------------------------------

    برای اطلاع آسان از بروز رسانی سایت بر روی آیکون کلیک کنید 

    اس ام اس بغض و گریه دار

    جملات عاشقانه جدید,جملات غمگین,متن گریه دار,نوشته تلخ گریه دار,نوشته گریه دار ,جمله گریه دار ,جملات گریه دار ,متن احساسی گریه دار ,متن با گریه دار ,جملات جدید گریه دار ,متن های گریه دار عاشقانه ,گریه دار برای عشق ,جملات عاشقانه گریه دار ,عکس گریه دار ,مطالب گریه دار ,اس ام اس غمگین 93,جملات غمگین 93,جملات غمگین و گریه دار,جملات گریه دار 93,پیامک غمگین,پیامک غمگین 93,پیامک گریه دار 93,اس ام اس جدید 93 - اس ام اس غمگین و خسته,خنده دار,متن غمگین,اس ام اس فاز غمگین,اسمس گریه,اس ام اس احساسی غمگین,اس ام اس باکلاس غمگین,اس ام اس شاخ غمگین,اس ام اس عاطفی غمگین دلشکسته,اس ام اس غمگین 2014,اس ام اس غمگین فروردین 93,اس ام اس واسه آدم غمگین,اس ام اس کوتاه غمگین,اس ام اس گریه,اس ام اس گریه آور,استاتوس غمگین,استاتوس گریه,جمله برای آدم غمگین,جمله های غمگین,حرف های غمگین,دل نوشته غمگین,دل نوشته گریه,مسیج غمگین,پیام کوتاه غمگین,گلچین نوشته های غمگین,اس ام اس تیکه دار برای آدم پولدار,استاتوس غمگین 93,استاتوس غمگین سیر شدن از زندگی,استاتوس غمگین و ناامیدی,جمله غمگین و گریه دار,جمله غمگین و گریه دار 93,جمله های غمگین و گریه دار,جمله گریه دار 93



    seo,اس ام اس بغض و گریه دار

    قحطی همدم است ؛
    من به خوشآمدگویی تابلوی خیابان هم دلخوشم

    ::
    ::
    همانند کودکی هق هق میکنم که مادرش او را تهدید کرده
    که اگر بار دیگر اشک بریزد او را میکشد !

    ::
    ::
    یه وقتــــــایی هست که جواب همه نگرانیـــات و دلتنگیات
    میشــه یه جمله
    که میکوبن تو صورتــــت
    “بهم گیر نـــــــده، حوصله ندارم “

    ::
    ::

    چشمان ِ تو
    آیه هایی آسمانـی اند
    که پیامبری سر به هوا
    سالهاست گمشان کرده است …


    کابوس امشبم شده ای تو ؛
    دوم شخص مفردی که زمزمه ی دوستت دارم را در گوشم نجوا میکرد
    و حال میگوید برو …
    تک فعلی که هیچگاه انتظار شنیدن صیغه ی امرش را نداشتم !
    ::
    ::
    گریــــــه شاید زبان ضعـــف باشد
    شاید کودکــانه ، شاید بی غــرور
    اما هر وقت گونه هــــایم خیس می شـــود
    می فهمــــم نه ضعیفم ، نه کودکم ، بلکه پر از احساســـم …
    ::
    ::
    آه خدایا …
    عجب دورانی بود
    کودکی …
    التیام زخمهایش
    بوسه های گرم و صادقانه بود
    و اکنون …
    گذشت زمان
    التیامی بر زخمها نیست
    یادمان می دهد
    چگونه با درد زندگی کنیم
    ::
    ::
    بعد رفتنت نمیدانم
    سیگارها کوچک شده اند
    یا کام های من سنگین تر…!…
    ::
    ::
    بگو چکار کنم؟
    وقتی شادی به دُمِ بادبادکی بند است
    و غم چون سنگی،
    مرا در سراشیبِ یک دره دنبال می‌کند …
    ::
    ::
    من عادت دارم نگاه کنم
    به آدمهایی که از دور می آیند
    تا آن زمان که ثابت شود
    “تو” نیستند…
    ::
    ::
    قحطی همدم است ؛
    من به خوشآمدگویی تابلوی خیابان هم دلخوشم
    ::
    ::
    لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای و خیره به آسمان
    و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی میکند
    زیرلب میگویی : دیگه مهم نیست !
    ::
    ::
    و تنهـــا همـــــــــــدرد یک لیوان نسکافــــــــه داغ!
    تا عـــطرش مرا از دردهایم فــــــــــارغ کند ..
    چه سخـــــت است نه؟!
    وقتی که بــــوی عـــــطر تــنــی نیست
    تا تسکین درد هایت باشد؛
    آدم به عـــــطر یک لیوان نسکــــــــــــافه دل ببندد…!
    ::
    ::

    به خودم میگویم : قوی باش …

    به خودم میگویم : مهم نیست …
    به خودم شک کردن را می آموزم …
    آیا واقعا ارزشش را داشت یا دارد ؟!
    به خودم میگویم :
    همیشه وقت هست برای فراموش کردن …
    حداقل به اندازه باقیمانده ی عمرم …
    ولی ته همه ی این ها این است . . .
    “مــــــــن غـمـگــیـــنــــــــم”
    ::
    ::
    میگویند دلتنگت نباشم !!
    خدای من انگار به اب میگویند خیس نباش!
    ::
    ::
    رســــــم زمـــونــه ..
    اینه رابطه هایی که به هم وصله نَمونه ….

    ::

    ::
    هرشب به بزم روی تو نگاه میکنم فارغ از اینکه من تشنه ی محبتم
    ::
    ::
    روزی در ازدحام خیابان ببینمت
    در گوشه ای نشستی و بی من که نیستی

    داری به چشمهای کسی! خیره می شوی
    ای حسرت و دریغ ،تو، یک تن که نیستی

    روزی اگر نباشی و نفرین کنم تو را
    دل می کَنم ازین همه بودن که نیستی

    رخ در نقاب بردی و دل می بری هنوز
    از چشم نکته بین من ایمن که نیستی!

    از من نترس خانمِ عاشق ترین غزل
    ای آنکه مثل هیچ کسی، زن؟! که نیستی

    ::
    ::
    خودکرده را تدبیر…..
    مارا معاف کن!
    به قدر کافی نوش جان کرده ایم!
    ::
    ::
    خط سفید جاده مرا یاد خط عشقی کهنه می اندازد،هر چند کمرنگ است اما یادش در ذهنم بازی زندگی را دنبال میکند…
    ::
    ::
    دیگه دلم هوای دونفره نمیخواددلم کسیومیخوادک هوای دلموداشنه باشه…
    ::
    ::
    هــمـیـشـہ نـمـے شــود
    با بـے خـیــالــے گـفــت :
    تـنـہـــا آمــده ای ٬ تــنـہـــا مـے روی . . .
    یــڪـ وقــت هـایــے
    شـایــد حـتــے بــراے سـاعـتــے یــا دقـیـقــہ اے . . .
    ڪــم مـے آورے
    دل وامــانــده ات
    یــڪـ نـفـــر را مــے خــواهــد . .
    ::
    ::
    فرداتوهم مرادوست خواهی داشت.
    می دانم!
    آخ …..فردا!
    راستی چرافردانمی شود؟
    این شب چقدرطول کشیده….
    چراآفتاب نمی شود؟
    یکی نیست بگویدخورشیدکجارفته؟
    ::
    ::
    نــه درآغــوشـت گـرفـتــه ام
    نـه تـورا بـوسـیـده ام
    نــه حـتـی مـوهـایــت را نـوازش کــرده ام
    امــا،بـبـیـن
    چـگـونـه بـرایــت مـی نـویـسـم…
    ::
    ::
    اگر “تو” مال “من” نیستی
    پس “من” ، دیگر زنده نیست!
    تنها “تو” ماندی با “او”…
    ::

    وقتی می گویم سراغم نیا,نه ایکه فراموشت کرده ام…!یا دیگر دوستت ندارم!نه من فقط فهمیده ام وقتی دلت بامن نیست…بودنت مشکلی را حل نمی کندتنها دلتنگ ترم می کند.

    ::
    ::
    چشمان ِ تو
    آیه هایی آسمانـی اند
    که پیامبری سر به هوا
    سالهاست گمشان کرده است …


    تمام زندگی ام را حراج کردم ولی او رفت و گفت :
    هیچ ارزانی بی علت نیست !
    ::
    ::
    هیزم نبودم…
    ولی
    سوختــــــم در زمستان نبودنــــــــــــش . . .!
    ::
    ::
    لغت نامه هاى دنیا را باید آتش زد !
    جلوى واژه ى نبودن نوشته اند : “عدم حضور شخصى یا چیزى” ؛ همین !
    چقدر نبودن تو را ساده فرض مى کنند ؟!
    ::
    ::
    همانند کودکی هق هق میکنم که مادرش او را تهدید کرده
    که اگر بار دیگر اشک بریزد او را میکشد !
    ::
    ::
    دلــــم به حال “مــا” می سوزد ، که “من و تو”
    خیلی وقت است تنهایش گذاشته ایم . . .
    ::
    ::
    از اینکه به اطاقم بیایی و در را باز کنی
    هراس ندارم
    فقط
    قبل از آمدن تماس بگیر
    شاید کمی پیر شده باشم
    ::
    ::
    نبودنت چه فصلی از سال است
    که هم روزها و هم شب ها اینقدر طولانی شده اند ؟
    ::
    ::
    حافظه ی آدم های غمگین قویست ؛
    می دانند کجای کدام خیابان آن روز “مردند” !
    ::
    ::

    دل هرزه ای ندارم که از این بوم رو اون بوم بشینه …
    دلخوشی آخرش تو بودی …
    خاکش کردم
    ::
    ::
    مرا کجا صدقه کرده ای که مدام بلای بی تو بودن به سرم می آید !
    ::
    ::
    دراز میکشم
    خیره میشوم به سقف
    اشکهایم میچکند
    سر میخورند و میروند به جایی که تو همیشه میبوسیدی …
    ::
    ::
    بهترین لذت دنیا وقتی است که وقت رفتن ، نرود …
    ::
    ::
    یه وقتــــــایی هست که جواب همه نگرانیـــات و دلتنگیات
    میشــه یه جمله
    که میکوبن تو صورتــــت
    “بهم گیر نـــــــده، حوصله ندارم “
    ::
    ::
    خدایا
    ساز با نوایش خوش است
    پس چرا من میزنم و کسی نمیرقصد…
    ::
    ::
    تو چه ساده می روی و …
    من!
    چقدر دوستت دارم هایی که بست نشسته بر گلویم!
    ::
    ::
    در سینه ام زخم های عمیقی هست ؛
    انگار کسی مرا با زیر سیاری اشتباه گرفته …
    ::
    ::

    جمله “بی تو میمیرم” را هیچوقت باور نکن …
    من بی تو هنوز زنده ام ،
    زنده ای که روزی هزار بار آرزوی مرگ دارد !
    ::
    ::

    غم انگیز است…
    شب از پهلویی به پهلوی دیگر شوی
    ببینی تاریکی
    از جای خود تکان نخورده است !
    ::
    ::
    حرف های دلم را هرگز کسی نمیفهمد ، فقط روزی مورچه ها خواهند فهمید !
    روزی که در زیر خاک گلویم را به تاراج میبرند …
    ::
    ::
    چقد دردناکه …
    آچار فرانسه همه باشی
    وخودت گره های کور زندگیت رو با زور دندونات باز کنی


    نوشته : مهدی موضوع مطلب : اس ام اس گریه دار , نظرات ()